یادداشتی بر مستند «عزیز»، ساخته مهدیه سادات محور؛
زندگی حماسی یک زن پولادین در مستند «عزیز»

مستند نیمهبلند «عزیز»، روایت زندگی حماسی یک زن پولادین است که یکه و تنها با خانوادهی پرجمعیتش در خانهای تنگ و ترش در پاکدشت کرج زندگی میکند. او که دست جبار زمانه همهی سختیها را یکجا به دامنش ریخته، در مقام اسطورهی صبر و پایداری، یک به یک مشکلات را به گرده میکشد و باز کم نمیآورد.
«عزیز» تماماً نماد مادر است، او در قبال دختری که در اثر خطای فاحش پزشکی دچار زندگی نباتی شده است، یا پسری که اختلال ذهنی دارد و مدام از خانه میرود، و شوهری که وقتی خانه را آب برده او را خواب میبرد، مسئولانه و با حوصله قدم بر میدارد و پلههای سختی را با درد و رنج فراوان، یکی یکی بالا میرود به این امید که باز فرجی شود و صبح بدمد.
روایت زندگی «عزیز» را مهدیه سادات محور تهیه و کارگردانی کرده است. او کارشناس ارشد علوم اجتماعی است و طبعاً جهت دغدغهها و علایقش متمایل به این سو است. علاوه بر اینکه در حوزهی موضوعات اجتماعی تمرکز او بر مسئلهی زنان، مادران و خانواده مشهود است. محور چه در مقام تهیهکننده و چه در جایگاه کارگردان در آثاری مثل مجموعه مستند «پا به ماه»، «مادری»، «زندگی آنسوی دیوار» و … این علاقمندی را نشان داده است. خانم کارگردان به جز مستند، کارهای دیگری در قالب برنامههای تلویزیونی و فیلم کوتاه داستانی در همین حوزه در کارنامهی خود دارد. فراتر از این، تأسیس «خانهی هنری رسانهای دیما» با هدف حمایت از بانوان فیلمساز که به صورت تخصصی بر حوزهی زنان متمرکز است که منتج به تولید آثار و بعضاً حضور در جشنوارههای ملی و بین المللی نیز شده است، یکی از فعالیتهای ارزشمند خانم سادات محور است. برای نمونه مستند «برف مینامد» به تهیهکنندگی مهدیه سادات محور و کارگردانی مرجان خسروی که از آثار تولید شده در «دیما» است، موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم بخش بلند جشنوارهی بیگ اسکای آمریکا شده و نمایندهی ایران در بخش رقابتى سی و سومین جشنواره جهانی مستند «ایدفا» بود.
تدوین مستند «عزیز» بر عهدهی محدثه گلچین عارفی بوده، او در کارنامهی مستقلش تجربهی کارگردانی و بسیاری عناوین دیگر را داراست اما از آن جهت که دانش آموختهی رشتهی تدوین است، تمرکز اصلی خود را بر این حرفه گذاشته است. نمایان کردن روایت خلاقانه در مستند «عزیز» به مثابه کارگردانی دوباره پای میز تدوین، کاری است که گلچین عارفی به خوبی انجامش داده و این در اتصال سکانسها، عناصر تکرار شونده و افشای تدریجی سوژه و فضا در ابتدای فیلم به خوبی مشهود است.
یک نکتهی قابل توجه، حضور گروه فیلمسازی در خانهای است که به وضوح برای ساکنان خود هم جا ندارد با این وجود گروه چنان در فضا حل شده است که گویی، حاضران دوربین را فراموش کردهاند و به کار خود میرسند. این ویژگی به خصوص در اثر برخورد حرفهای تصویربردار به وجود میآید و این موردی است که در مستندهایی که مهدی آزادی پشت دوربین میایستد دیده میشود. آزادی، خوب میداند کجا بایستد که هم سر راه نباشد و هم به آنچه رخ میدهد مشرف بماند. به ویژه در بعضی پلانها، مثل پلان از کوره در رفتن عزیز و داد و بیداد او در اتاق، انتخاب قاب، شخصیت درستی به دوربین که شاهد ماجراست میدهد، گویی او هم یکی از اعضای خانواده است که نگران است و از دور به بحث مادر رنجور و برادر بیخیالش نگاه میکند.
«عزیز» مستندِ روانی است، بنا ندارد یک داستان عجیب و غریب و پیچیده، یا اطلاعات شنیده نشدهای را بگوید و کشف راز کند، مهدیه سادات محور صرفاً یکی دو روز کنار زنی قوی و صبور قرار گرفته و روزمرهی او را نشانمان داده تا بدانیم همین نزدیکیها کسانی هستند که در عین ام المصائب بودن باز خدا را شاکرند و امیدوار به لطف بیکرانش و همین که روزشان شب میشود، لبخند رضایت میزنند و باز فردا روز از نو، روزی از نو …
به قلم: محمد احسان مفیدی کیا
جهت اطلاع سریع از آخرین اخبار مستند، به رسانه های اجتماعی خانه مستند بپیوندید: