بودن، به از نبود شدن/نگاهی بر مستند «بودن، بدونِ درد»، کاری از جواد تقوی

صفحه اصلی > اخبار

بودن، به از نبود شدن/نگاهی بر مستند «بودن، بدونِ درد»، کاری از جواد تقوی

بودن، به از نبود شدن/نگاهی بر مستند «بودن، بدونِ درد»، کاری از جواد تقوی
08 بهمن 1396

یک بار به ملاقات دوستی که مدت‌ها درگیر بیماری عجیبی بود رفتم و البته این دوست به شدت عاشق فلسفه بود و مدرس دانشگاه. طبق معمولِ چنین دیدارهایی، گفتم: «اوضاع بیماریتان چطور است؟»

گفت: «این راه طولانی را آمدی که حال مرا بپرسی یا حال میکروب‌ها را؟»  و من هم بی‌رحمانه گفتم «میکروب‌ها!» چون می‌دانستم کوششی برای دلخوری ندارد. گفتم: «همین میکروب‌ها، بعد از یک سال، مجبورم کردند بیایم ملاقاتتان!» گفت: «هر دو خوبیم! تازگی‌ها هر دو فهمیده‌ایم که به هم احتیاج داریم!»

از کسی که مطالعات فلسفی دارد چنین پاسخی بعید نیست. او در لفافه گفت بیماری، او را بیشتر در مرکز توجه قرار داده است. او به هجو بیماری‌اش پرداخته بود به جای خریدن ترحم.

و یک بار دیگر به ملاقات دوست دیگری که به سرطان حنجره دچار شده بود رفتم. ملاقات ما دقیقا ساعتی قبل از برداشتن حنجره، در بیمارستان اتفاق افتاد و این دوست، تخصصش ادبیات داستانی بود. با کافکا زندگی می کرد و رویای ویرجینیا ولف می دید. همه می‌دانستیم که بعد از عمل جراحی، دیگر صدای او را نخواهیم شنید. اما خودش وقتی داشت آماده مناسک قبل از عمل می شد با لبخند گفت: «هیچ وقت بعد شصت سال عمر، به اندازه الان خوشحال نبودم چون بعد از عمل دیگر قرار نیست تا آخر عمر، به صدای کسی جواب پس بدهم. حالا راحت می توانم بنشینم و رمان هایم را بخوانم» او، از دست دادنِ قدرتِ تکلم را هجو کرده بود، به جای خریدنِ ترحم از دیگران.

«بودن بدونِ درد» مستندی درباره بیماران سرطانی است و در آن از روش مشاهده و توضیح استفاده شده است. مستندساز با انتخاب چند بیمار خاص، وارد زندگی خصوصی آنها شده و با ترغیب آنها به گفتگو، کاراکترهایش را می سازد. از سویی، «بودن بدونِ درد» با توجه به کاربرد نریشن، مستندی توضیحی نیز هست. اما رویکردی خلاقانه در استفاده از شکل متن گفتار، تا حدودی بر جذابیت اثر افزوده است. نریتور تنها به بیان انشاوار بیماری سرطان بسنده نمی‌کند بلکه در طول فیلم با استفاده از یادداشت‌های تعدادی از بیماران، گفتار متن شکل می گیرد.

اما موضوع مستند «بودن بدونِ درد» موضوعی حساسیت برانگیز است و با این ادعا می توان پذیرفت، کمتر کسی بتواند با موضوعی چنین حساس، رویکردی خارج از عرف اتخاذ کند. جواد تقوی به عنوان کارگردان، همان رویه اخلاقی و آموزشی را در دستور کار قرار داده و بیشتر بر روش های مبارزه و میل به بیان نقش اراده در مواجه با چنین بیماری هایی، پرداخته است. به عبارتی آنچه قابل پیش بینی است در این فیلم رخ می دهد. همواره وقتی سوژه، دارای حساسیت های احساسی باشد، چنین چالشی پیش خواهد آمد و قبل از خوانش اثر، این سوال به ذهن می رسد که آیا مولف_مستندساز، جرات این را دارد، از منظری به غیر از کلیشه های رایج در چنین آثاری، به خلق اثر دست بزند؟ آیا فیلمساز در برابر سوژه‌ای که ماهیتش، مرگ، درد، رنج و مبارزه ی جانکاهِ امید و نااُمیدی است، همچنان به خلق اثری پاستوریزه تن خواهد داد و یا نُرم روایی و محتوایی آثاری چنین ترحم برانگیز را خواهد شکست؟ آیا جنبه ی آموزشی که بسیاری از مستندسازان در مواجهه با چنین موضوعاتی به آن پرداخته اند، بر فضای اثر تاثیر خواهد گذاشت؟

بودن بدون درد

تصور کنید موضوع اثری هنری، مرگ است. شما می توانید مثل عباس کیارستمی از زلزله هولناک رودبار و منجیل فیلم بسازید اما در طول فیلم فقط زندگی و مفهوم عبارت «زندگی ادامه دارد…» را نشانه بروید؛ یا این که شما درباره جنگ و خشونت، تولیدی داشته باشید اما همداستان با موضوع اثرتان، خشونت و مرگ را به شکل عریان نشان دهید. اینجا بحث بر سر کلیشه هاست. ممکن است همین پارادوکس ها، جنبه زیبایی شناسانه ای به اثر بدهد. به طور مثال «آلن رنه» در شب و مه، درباره آشوویتس و مایدانک و کوره های آدم سوزی هیتلری مستندی آرشیوی می سازد. گرچه در این فیلم، خشونت به شکلی عریان نشان داده می شود اما همچنان روحی شاعرانه بر آن حکم فرماست.

در «بودن بدونِ درد» موضوع مورد بحث، سرطان است و مستندساز معمول ترین نگاه را به آن داشته، یعنی امید. یعنی آن گونه که اخلاق حکم می‌کند درباره سرطان بیندیشیم و کاری تصویری تولید کنیم. اگر شما موضوع اصلی فیلم تان سرطان است اما در کل فیلم فقط درباره «امید» حرف می‌زنید، دیگر موضوع شما به تنهایی سرطان نیست بلکه شما دارید فیلمی درباره زنده بودن امید در دل بیماران سرطانی می سازید. این گونه است که سرطان به حاشیه می رود و امید، بیشتر جلوه می‌کند و وقتی فیلم شما هم از منظر کلام و هم از منظر تصویر در راستای همان کلمه «امید» است، یقینا لذت کشف و مکاشفه مخاطب را از وی خواهید گرفت. چرا که هیچ چالشی را مطرح نمی کنید. به طور مثال همچون ویدیوکلیپ های تلویزیونی، متن ترانه از «آزادی» می گوید و شما تصاویری از پرواز کبوتر می بینید. یا مثلا کلام درباره دریاست و شما ساحلی زیبا را مشاهده می کنید. در این حالت، چه مجالی برای تحلیل مخاطب می ماند؟ در «بودن بدونِ درد» آنچه در باب «امید» در دلِ بیماران خاص بود، مستندساز بدون هیچ کم و کاستی با صدا و تصویر به مخاطب ارائه کرد و مجالی برای تاویل باقی نگذاشت. به طور مثال کلام امید بخش یک بیمار، به بهبود، با پیچ و تاب یک برگ پاییزی روی شاخه، و تلاش برای نیفتادن، ادغام می شود. از معدود صحنه های قابل توجه، پلانی است که در آن مشاور روانی در حال تشریح نقش امید در مبارزه با سرطان است، اما در بک گراند، آن سوی پنجره ها، خزان درخت ها را عریان می کند. این نگاه استعاری با وجود تک بعدی بودن، همان سویه متناقض و جذاب مستند را می سازد، که البته به دلیل تکرار بیش از حد، کارکرد آن نیز کم رنگ می شود.

در رسالت اجتماعی و فرهنگی سینمای مستند، شاید این نگاه اخلاقی کاملا صحیح باشد اما از نظر هنر سینما، موجب این تفسیر می شود که هنرمند، خرق عادت نکرده و نگاهی متفاوت نداشته است. مستندساز تنها به عنوان یک شارح، رنج و درد بیماران را ثبت کرده و سویه ی خلاقانه را نادیده انگاشته است.

«بودن بدونِ درد» گاهی سویه آموزشی می‌گیرد و یقینا فیلم مستند، فقط و فقط رسالتش اخلاق و آموزش نیست. این مفاهیم، جزء جدایی ناپذیر اثر مستند به حساب می آیند اما مفاهیم کلیدی متن و اثر، در پشتِ لایه های معنایی، که به واسطه ی تصویر، پنهان شده اند، خود را آرام آرام نمایان می‌کنند و مستندساز با درک سطح آگاهی مخاطب، بخشی از مقوله ی دریافت را به خود او واگذار می کند. «بودن بدونِ درد» گاهی آنقدر آموزشی می شود که شبیه به یک معلم می‌خواهد این بیماری را برای دانش آموزان تشریح کند. در همان سکانسی که مشاور درمانی، درباره بیماری با بیماران صحبت می‌کند و به اصطلاح دارد به آنها امید می دهد، می توان رسالت چنین آثاری که همان سویه پیام اخلاقی است را به وضوح دید. به عبارتی کلیشه ترین شکل بیان موضوع، توسط مستندساز انتخاب شده و همه چیز قابل پیش بینی جلو می رود.

اما «بودن بدونِ درد» در بحث واقع نمایی اشخاص و حتی خلق کاراکترهایش به نظر موفق عمل کرده است. همان طور که گفتیم، در چنین آثاری غالبا می‌توان فرمایشی بودن امید به زندگی را لمس کرد. اما اینجا آدم ها در عین سادگی، حرف هایشان را می‌زنند و انگار به چیزی که درباره عدم ترس از مرگ می گویند اعتقاد کامل دارند. در اینجا انگار سرطان که مواجهه ی رخ به رخ با مرگ است، آدم ها را در برابر دو مفهوم زندگی و مرگ، وادار به اندیشه نموده و شمه ای از عقایدی فیلسوفانه را به آنها تزریق می کند. به نوعی، این آدم ها به مکاشفه جهان هستی در زمان و مکان، می‌پردازند و می دانیم که تاریخ فلسفه پر از کنکاش در همین مفاهیم است.

به بخشی از دیالوگ های «مهران» یکی از افراد بسیار تاثیرگذار این مستند اشاره می کنم: «امروز هم گذشت… باز هم بودیم. پارسال می خواستی بری! اما هنوز هستی! شاید باز هم باشی! شاید بودی شایدم نبودی. بالاخره بودی! بازم بودی! بودن بهتر از نبودنه!»

احتمالا مهران که با مرگ دست و پنجه نرم می کند، نمی دانسته دیالوگی فلسفی از «هملتِ شکسپیر» را به کار برده است! هم او و هم هملت، در تقابل مرگ و زندگی و بودن و نبودن، به فلسفه ی هستی رو می آورند. «مهران»، ناخودآگاه در توصیف شرایط زندگی اش، فلسفی می اندیشد و انگار سرطان، او را از روزمرگی بیرون آورده است و حالا از زاویه ای تازه به جهان می نگرد. مفهوم زمان در فراسوی فلسفی اش، معنا پیدا کرده و مرگ و زندگی در تفکری پوچ گرایانه یا معناگرایانه، دیگر هیچ فرقی برایش ندارد و آنچه که به زندگی اش هویت می بخشد، معنای زندگی در محدوده ی زمان و لحظه است.

هم او در تایید این استدلال، در جایی دیگر می‌گوید: «بودن با درد یا بی درد! بالاخره باز بودن بهتر از نبودنه! مرگ همین الان می تونه بیاید سراغ من، چه با درد چه بی درد! من خیلی خودم رو گرفتارش نمی کنم. بخواد بیاد، میاد! البته استقبال هم نمی کنم ازش! ولی وقتی هم اومد، میگم بفرما! بیا یک چایی با هم بخوریم!»

به نظرم اگر کل اثر در شکل یک مستند پرتره، حول محور همین نگاه شبه فلسفی، قرار می گرفت، از حدود اخلاق گرایی و آموزش صرف خلاص می شد.

اما درباره پایان بندی «بودن بدونِ درد» باید گفت برای چنین مستندی با این رویکردِ مثبت نگر، شکل پایان بسیار قابل پیش بینی بود. می شد به راحتی حدس زد که در نهایت یکی از آدم ها که از جنگ با بیماری رهایی یافته، جلوی دوربین ظاهر شود و پیروزمندانه درونمایه اثر را به رخ بکشد.

در تایتل فیلم آمده است، «این مستند تلاشی است برای بازگو کردن ناگفته های سرطان»، که البته باید گفت فیلم ناگفته‌ای را مطرح نکرده است که اگر منظور از ناگفته ها، همین امید دادن به بیمار باشد، سابق بر این، ناگفته های علمی و روانی زیادی درباره این بیماری توسط دانشمندان و پزشکان گفته شده. وقتی در سینما از ناگفته ها می گوییم، منظور ناگفته هایی است که علم نتوانسته، یا سیاست نخواسته به آن پاسخ بدهد. اینجا سینماست و قانونش متفاوت است با دیگر مدیوم ها.

به قلم: رحیم ناظریان

برای اطلاع و استفاده از سایر مطالب ما، به کانال تلگرام خانه مستند بپیوندید:

آیکون کانال تلگرام خانه مستند

 

نظرات کاربران

نظر خود را برای ما ارسال کنید:

خبرهای مشابه

تهران به حكمران نياز دارد / یادداشت وزیر سابق راه و شهرسازی بر مستند «آقای مدیر»
25 اسفند 1400

تهران به حكمران نياز دارد / یادداشت وزیر سابق راه و شهرسازی بر مستند «آقای مدیر»

عباس آخوندی، وزير سابق راه و شهرسازی در يادداشتی به مستند آقای مدير پرداخته و معتقد است در بحث مديريت شهری، هويت محلی كاملا بی معناست و شهر هيچ هويتی برايش وجود ندارد....

«آقای مدیر» برای این شهر، چه باید کرد؟ / یادداشت «حسین طلا»، فرماندار اسبق تهران درباره مستند «آقای مدیر»
21 اسفند 1400

«آقای مدیر» برای این شهر، چه باید کرد؟ / یادداشت «حسین طلا»، فرماندار اسبق تهران درباره مستند «آقای مدیر»

«آقای مدیر» اشکالات و مسایل را بازگو می کند، اما مدیران برای حرکت به سمت حل مسایل باید برانگیخته...

مدیریت شهری، معضلی تکراری در تمام کشور / یادداشت سیدمحمد بهشتی بر مستند «آقای مدیر»
19 اسفند 1400

مدیریت شهری، معضلی تکراری در تمام کشور / یادداشت سیدمحمد بهشتی بر مستند «آقای مدیر»

فیلم آقای مدیر، مستندی خوش ساخت است و مخاطب را خسته نمی‌کند. تهران، مشکلات زیادی دارد و تقریبا هیچ زمینه‌ای نیست که پایتخت در آن، مشکل نداشته باشد. با این حال انگار ما مستغنی هستیم از آن که بدانیم تهران کجاست و چه مشکلاتی دارد. به اصطلاح، این وضعیت تهران، مصداق امتناع از زمینه...

آیا مدیران شهری قدرت ایجاد تغییر دارند؟ / یادداشت محسن هاشمی درباره مستند «آقای مدیر»
17 اسفند 1400

آیا مدیران شهری قدرت ایجاد تغییر دارند؟ / یادداشت محسن هاشمی درباره مستند «آقای مدیر»

محسن هاشمی، رییس سابق شورای شهر تهران، طی یادداشتی به مستند آقای مدیر به کارگردانی علی نیکبخت و تهیه‌کنندگی احمد شفیعی...

نگاهی به یکی از نامزدهای اسکار 2022 / مستند کوتاه «۳ ترانه برای بی‌نظیر» تصویری از جنگ و آوارگی و عشق
01 اسفند 1400

نگاهی به یکی از نامزدهای اسکار 2022 / مستند کوتاه «۳ ترانه برای بی‌نظیر» تصویری از جنگ و آوارگی و عشق

فیلم کوتاه «۳ ترانه برای بی‌نظیر» که از سوی آکادمی اسکار به عنوان یکی از ۵ فیلم نامزد اسکار در این بخش انتخاب شده زندگی یک زوج جنگ‌زده و عاشق افغان را در کمپ آوارگان تصویر...

داستان تلاش های حاج قاسم سلیمانی در کرمان و سیستان و بلوچستان/ یادداشتی بر مستند «آورتین»
21 دی 1400

داستان تلاش های حاج قاسم سلیمانی در کرمان و سیستان و بلوچستان/ یادداشتی بر مستند «آورتین»

مستند نیمه بلند «آورتین» به کارگردانی حسن وزیرزاده، مستندی درباره مسأله ناامنی در استان کرمان در اوایل دهه ی هفتاد می باشد. فیلم، راوی عملیات آورتین به فرماندهی حاج...

ماجرایی مشابه بمباران هیروشیما و ناکازاکی! / یادداشتی بر مستند «زندگی در آرشیو»
21 دی 1400

ماجرایی مشابه بمباران هیروشیما و ناکازاکی! / یادداشتی بر مستند «زندگی در آرشیو»

مستند زندگی در آرشیو به کارگردانی برهان احمدی، مستندی 43 دقیقه ای با موضوع قربانیان شیمیایی جنگ ایران و عراق است....

پرتعلیق و جذاب! / یادداشتی بر مستند «72 ساعت»
19 دی 1400

پرتعلیق و جذاب! / یادداشتی بر مستند «72 ساعت»

روایت و چیدمان مستندات فیلم «۷۲ ساعت» به‌گونه‌ای است که چه بخواهیم و چه نخواهیم ما را به سمت قضاوتی عادلانه و منصفانه درباره کشف یک جنایت ظالمانه...

روایتی از فرسودگی، خشم و ناامیدی/ یادداشتی بر مستند «روزهای ناتمام»
29 آذر 1400

روایتی از فرسودگی، خشم و ناامیدی/ یادداشتی بر مستند «روزهای ناتمام»

روزهای ناتمام، مستندی 46 دقیقه‌ای به کارگردانی مهدی قربانپور درباره فعالیت مؤمن مؤمنی، رزمنده سابق در مواجهه با کرونا در جزیره کیش...